محیا جعفری| شهربانو، این روزها در بسیاری از جمعهای دخترانه، صحبت از بلاگرهایی است که لحظه به لحظه زندگی خود را در فضای مجازی به اشتراک میگذارند. این سبک زندگی به الگویی برای بسیاری از دختران تبدیل شده است و درست یا غلط، کپی برداری میکنند. در این شماره از پرونده دهه هشتادی ها، به بررسی سبک زندگی پینترستی پرداختهایم. همان طور که میدانید، پینترست یکی از محبوبترین پلتفرمهای جهانی برای اشتراک گذاری تصاویر است. در این فضای دیجیتال، عکسهای متنوعی از تیپ ها، پوششها و سبکهای مختلف زندگی دیده میشود که کاربران با مشاهده آنها و ترکیب بخشهای گوناگون میتوانند سبک (استایل) شخصی خود را خلق کنند.
دلایل متعددی برای جذابیت این سبک زندگی در میان دختران وجود دارد، که شاید بعضی از آنها به گوش شما هم خورده باشد. در یک دورهمی دخترانه، به بررسی همین دلایل پرداختیم و نظرات مختلفی را درباره علاقه به سبک زندگی پینترستی شنیدیم. در این جمع، سه دختر شانزده ساله و یک دختر بیست ساله حضور داشتند که هر کدام دیدگاههای متفاوتی داشتند. در ادامه، با نظرات دو خواهر دوقلو، فهیمه و فریده موسوی حجازی، ریحانه ضرابی و فاطمه نوری مقدم آشنا میشویم. فهیمه، فریده و ریحانه شانزده سال دارند که فانتزیهای روتین زندگی بلاگرها را به گونهای متفاوت میبینند و فاطمه که بیست ساله است عقیده متفاوتی از دنیای بلاگری تا دنیای واقعی دارد.
فاطمه، دختر بیست ساله جمع، درباره این موضوع چنین میگوید: هنگام تماشای ویدئوها، توجه فرد به خودش و اشتراک گذاری همان یک برش از زندگی اش، حس صمیمیت و خودمانی بودن را برایم ایجاد میکند. به نظر من، همه چیز در این نوع محتواها بسیار زیبا، شفاف و جذاب به نظر میرسد. چینش بصری، هماهنگی رنگها و انتخاب موسیقیهای دلنشین، همگی تأثیرگذارند و توجه مرا جلب میکنند. در مجموع، میتوانم بگویم که هنگام تماشای این محتواها حس خوبی دریافت میکنم.
فریده، دختر شانزده ساله پر از شور و هیجان، درباره این نوع محتواها میگوید: به نظرم، این محتواها جنبه رقابتی دارند و با زندگی واقعی ما فاصله زیادی دارند. بااین حال، چیزی که مرا جذب میکند، نظم موجود در این سبک زندگی (لایف استایل) است. زندگیهای ما به این اندازه منظم نیستند و این فضای رنگی و سازمان یافته، حس مثبتی به من منتقل میکند.
ریحانه، یکی دیگر از دختران شانزده ساله جمع، میگوید: من هنگام تماشای این ویدئوهای یک دقیقهای بیشتر دنبال این هستم که ببینم افراد به چه رستورانها و کافی شاپهایی میروند و چه خوراکیهایی را امتحان میکنند.
فاطمه: برخی از این افراد به کافههایی میروند که برای من جذاب به نظر میرسد و میتواند گزینه بعدی من برای بیرون رفتن با دوستانم باشد.
ریحانه که علاقهمند به مد و استایل است، گفت: به نظرم حتی در این ویدئوها، دکوراسیون اتاق این افراد مشخص است و من میتوانم ایدههای خوبی برای چینش اتاقم پیدا کنم. به عنوان مثال، چند هفته پیش ویدئویی دیدم که یک بلاگر جلوی دوربین چند دست لباس عوض کرد تا لباس موردنظرش را انتخاب کند. من در حین تماشای این ویدئو، یکی از مدلهای لباس هایش را پسندیدم و همانها را برای خودم خریدم.
فریده: به نظرم اینکه چه فردی را دنبال میکنید مهم است، چون هرچقدر به آن فرد علاقهمند باشید، معرفی هایش هم برای شما قطعا جذاب خواهد بود. در واقع، شخصیت آن فرد مهم است.
ریحانه: قرار نیست این افراد همه کارهای مورد علاقه ما را انجام بدهند. مثلا اگر من قسمتی از آرایش کردن او را نپسندم، انجام نمیدهم.
فاطمه: من سعی میکنم در دنبال کردن بلاگرهای مختلف، تفکیکی قائل شوم؛ یعنی تفکر و عقیده شخص را از آنچه که در سبک زندگی اش به نمایش میگذارد جدا کنم. در برخی مواقع، افرادی بودهاند که به طور کلی ضد اعتقادات من بودند، و تصمیم گرفتم دیگر آنها را دنبال نکنم.
فریده: تا به حال در چنین موقعیتی قرار گرفتهام. به عنوان مثال، بلاگری را دنبال میکنم که با بعضی از حرف هایش موافقم و با برخی دیگر مخالفت دارم. ویدئوهایی را که صحبت هایش را قبول دارم، میپسندم (لایک کرده) و به اشتراک میگذارم، اما محتوایی را که با عقایدم هم خوانی ندارد، نمیپسندم (لایک نمیکنم).
فهیمه: اگر با عقاید و تفکرات کسی مخالف باشم، یا تفاوت زیادی با من داشته باشد، ترجیح میدهم او را دنبال نکنم (فالو نکنم). اما از طرفی، آشنایی با دیدگاههای متفاوت دیگران هم برایم جالب است.
برای این سبک زندگی، توانایی مالی و پول هم مهم است؟
فاطمه: من معتقدم فردی که دنبال میکنم یک بلاگر است که در قبال معرفی و استفاده از محصولات در روتین (برنامه روزانه) زندگی اش، دستمزد دریافت میکند. این سبک زندگی خاص، نوعی مصرف گرایی را ترویج میدهد که با شیوه زندگی من متفاوت است. من این مسئله را برای خودم تفکیک کردهام؛ یعنی هرآنچه که آن فرد میخرد، من قرار نیست خریداری کنم.
در ادامه، از جمعی از دختران پرسیدم: اگر ۱۰۰ میلیون تومان در اختیار داشته باشید، چه مقدار از آن را صرف خرید محصولات معرفی شده توسط این افراد میکنید؟
فاطمه: من یک چهارم این مبلغ را برای خرید کنار میگذارم و محصولاتی را تهیه میکنم که واقعا علاقه زیادی به آنها دارم. حتی برخی از این کالاها را مدتها در آلبوم تصاویر گوشیام به صورت تصویر صفحه (اسکرین شات) نگه داشتهام.
فهیمه: بستگی دارد که چقدر به آن لباس یا سایر چیزهایی که دیدهام نیاز داشته باشم، اما ترجیح میدهم همان یک چهارم را خرج کنم، زیرا علاقهای ندارم که حتما چیزی را که آن بلاگر معرفی کرده، خریداری کنم.
فریده: من معمولا از معرفیهای بلاگرهای محبوبم، چیزهای زیادی را میپسندم، اما همیشه بودجه کافی برای خرید آنها را ندارم. اگر چنین پولی داشته باشم، چیزی را خریداری میکنم که بیشتر از همه دوستش دارم و شاید برای همان یک قلم، نصف این پول را هزینه کنم.
ریحانه: من معمولا افراد زیادی را دنبال میکنم و از هرکدام، محصولاتی را از معرفی هایشان میپسندم. بر اساس سلیقه شخصیام، دوست دارم آنها را خریداری کنم و فکر میکنم بیش از نصف این مبلغ را برای خرید این برندها هزینه کنم.
فاطمه: به عنوان مثال من در این محتواها دیدم که خوردن هشت لیوان آب مفید است و این بلاگر به دنبال کنندگانش پیشنهاد کرده بود که حتما انجام دهند، چون برای بدن مفید است و اگر دوست دارید به این جمع اضافه شوید، به بدنتان اهمیت دهید. اما طبق نیاز خودم و با تحقیق کردن این روتین سالم را انتخاب میکنم.
ریحانه: جدا از بحث رژیمهایی غذایی که معرفی میکنند و روتینهای سالمی که برای بدن و لاغری است من عاشق غذا هستم و دستورهای آشپزی مختلفی را برای خودم همیشه ذخیره میکنم و همه این غذاها، دسرها و کیکها را درست کردم و خیلی لذت بردم، مثلا پاستا پنه خیلی دوست دارم و برای خودم درست کردم و دستورش را از فضای مجازی که خیلی همه گیر (وایرال) شده است پیدا کردم.
ریحانه: در بسیاری از محتواهایی که بلاگرهای مختلف منتشر میکنند، بخشی از آن به نوشتن اهداف سالانه، ماهانه و روزانه اختصاص دارد. آنها حتی در یک دفتر برنامه ریزی با طرحهای فانتزی، هنگام نوشتن اهدافشان، محتوایی برای صفحه شخصی شان تهیه میکنند.
فاطمه: اتفاقا من هم این گونه محتواها را زیاد دیدهام و به نوشتن تشویق شدهام. در واقع، برای من الهام بخش بوده، اما تاکنون آن را انجام ندادهام.
فهیمه: من هم دیده و حتی انجام دادهام، اما پس از مدتی آن را رها کردم. برای برخی از اهدافی که نوشته بودم، نتیجه مثبتی گرفتم، اما به بعضی از اهداف نرسیدم و برای تحقق آنها به زمان بیشتری نیاز داشتم.
ریحانه: من بلاگری را دنبال میکردم که حدود دو سال از ما بزرگتر بود. او در یک ویدئو، "سیگار نکشیدن" را به عنوان یک هدف علامت زده بود، اما قبل از عمل بینی اش مشخص شد که مصرف سیگار را دوباره از سر گرفته است. سپس این موضوع را مجدد اعلام کرد. به همین دلیل، به این نتیجه رسیدم که نباید به چنین محتواهای هدف گذاری این افراد اعتنا کرد.
فریده: اولین حسی که از ویدئوهای روتین زندگی بلاگرهای لایف استایل دریافت میکنیم، خودمراقبتی است. فریده درباره این موضوع نظر جالبی داشت و در ادامه گفت: برای من این حس خودمراقبتی جذاب است، چون خودمراقبتی ندارم! به همه اهمیت میدهم و آخرین نفری که سراغش میروم، خودم هستم. در واقع، این گونه ویدئوهای خودمراقبتی برای من حسرت بوده، چون به خودم میگویم: «ببین فریده، تو به خودت اصلا اهمیت نمیدهی.» و اگر هم اهمیت بدهم، در چهارچوب حرف دیگران است؛ اینکه فلانی چه دوست دارد تا من هم همان گونه باشم.
ریحانه: خانواده من ذاتا سخت گیر هستند، اما سعی میکنند با من مدارا کنند و تا جایی که بتوانند مرا درک کنند. به عنوان مثال، مادرم چادری است، اما پوشش من مانند او نیست. همیشه به من میگوید: «به گونهای در مسیر زندگی قدم بردار که کارهایت آسیبی به خودت وارد نکند.» مثلا من فردی را دنبال میکردم و هنگامی که او را به مادرم نشان دادم، گفت: «اگر تأثیر مثبتی روی تو گذاشته، خیلی خوب است؛ اما میدانم که تو آن قدر عاقل هستی که تأثیرات منفی اش را نپذیری!» در واقع، سعی کردهاند شخصیت مرا مستقل بار بیاورند.
فهیمه: کمتر پیش میآید که بگویم چیزی را از فلان محتوای بلاگری پسندیدم، چون باید خودشان متوجه شوند.
فریده: خیلی مواقع دوست نداریم بیان کنیم، چون از واکنش آنها ترس داریم و والدین دنبال علت هستند.